یک داستان حقیقی

         

یادمه از سال اول راهنمایی چادری شدم . اولین روزی که چادر سرم کردم با خانواده رفتیم پارک لاله.همون اطراف عرضه مستقیم لوازم تحریر بود، همراه پدرم رفتم برای خرید ، فروشنده از چادر من خیلی خوشش اومد و یه دفتر یادداشت بهم هدیه داد.

از خوشحالی بال درآورده بودم و تو خیابون کلی به خودم می بالیدم که چادر سرمه و همه به چشم تحسین به من نگاه میکنن.

چادرم رو خیلی دوست داشتم تا اینکه بزرگ‌تر شدم. با اینکه دوسش داشتم ولی احساس می کردم جلوی فعالیت های منو می گیره. مثلا گردش یا مسافرت که می رفتیم دوست نداشتم چادر سرم کنم .

وارد دانشگاه که شدم تو کلاسمون یکی دوتا بیشتر دختر چادری نبود. من هم تصمیم گرفتم چادرم رو بردارم و متاسفانه این کار رو کردم. هنوز یک ماهی از زمانی که چادرم رو برداشته بودم نگذشته بود که دیدم این طوری هم اصلا احساس خوبی ندارم و خیلی معذبم.

یه شب که خیلی دیگه با خودم درگیر شده بودم که بالاخره باید تکلیفم رو با خودم روشن کنم، رفتم و از کتابخونه پدرم کتاب حجاب شهید مطهری رو برداشتم و شروع کردم به خوندن. مثل گرسنه‌ای که تازه به غذا رسیده باشه با ولع تمام داشتم کتاب رو مطالعه میکردم. خلاصه تا صبح اون کتاب رو تموم کردم.

چیزی به ماه رمضون نمونده بود، با شروع ماه رمضون دوباره چادرم رو سرم کردم و وارد دانشگاه شدم. بعد از چند وقت تازه فهمیده بودم که تو کلاسمون چادری کم نداشتیم ولی اونا هم مثل من تو دانشگاه چادر سر نمی کردن.

بعد از این حرکت من چند نفر دیگه هم که تو دانشگاه چادرشون رو بر داشته بودن دوباره چادری شدن. خیلی احساس خوبی داشتم که بالاخره به ارزش چادر پی برده بودم.

اون زمان در منزل که مهمون داشتیم هیچ وقت چادر سرم نمی کردم و با مانتو بودم ولی از وقتی که ازدواج کردم همین مشکل هم حل شد احساس بزرگی میکردم و هرچقدر که بیشتر احساس بزرگی و ارزشمندبودن میکنم دوست دارم حجابم کامل تر باشه .

فکر می کنم این از برکات چادر هست که به مرور زمان وقار درونی من بیشتر و بیشتر میشه. اگر قبلا به خاطر کمبود اعتماد به نفس آرایش کوچیکی میکردم الان اعتماد به نفسم انقدر زیاد شده که برای زیبا شدن نیازی به آرایش در کوچه و خیابان را در خودم احساس نمی کنم.

خدارو شکر میکنم که خانواده‌ای نصیبم کرد که با مهربونی هاشون راه خدایی رو نشونم دادن و همسری که با دوری از تعصبات مذهبی و با مهربونی هاش اجازه میده که خودم راهم رو انتخاب کنم.

چادر سیاه مایه افسردگی

میگن حجاب برتر چادره و چادر سیاهه ورنگ سیاه مایه ی افسردگی میشه

                                   

خب شب هم سیاهه.درحالی که هر عیش و شادی ای هست در

شب هاست.اگه سیاهی واقعا مایه ی

افسردگی باشه نقطه ی مقابلش که سفیدی و روزاست باید احساس

خوش حالی و شادمانی بکنی که این طور نیست.

اگه قرار باشه سیاهی افسردگی بیاره پس باید تمام با حجاب ها افسرده

باشند و تمام بی حجاب ها شادمان.

دین اصلا در رابطه با رنگ حرف نمیزنه. رنگ رو به خود شما واگذار میکنه.

دین فقط در مورد حد و اندازه ی اون

صحبت میکنه و اون رو تعیین میکنه. البته در میان رنگ ها بهترین رنگ رنگ

سیاه است چون رنگ سیاه برای نامحرم

هیچ جلب توجهی نداره به این دلیل رنگ سیاه بسیار مناسبه.

در اسلام نیز رنگ سیاه مکروه است جز در سه چیز:

عمامه/کفش/ کساء(یعنی جامه ی بلندی که افراد میپوشند که هم به چادر

اطلاق میشود و هم به عبا )

روستای اِردان، روستای مستعد گردشگری است

بخشدار مرکزی تفت برای بررسی مشکلات روستای اِردان این شهرستان با حضور در این روستا با اعضای شورای اسلامی اردان و جمعی از اهالی دیدار و گفتگو کرد.

علی احمدیان در ابن بازدید گفت: هدف از این بازدید شناسایی و بررسی مشکلات کلان روستای اردان و همچنین بررسی عملکرد شورای روستا ودهیاری در سه ماهی که فعالیت دوره جدید شوراها آغاز شده، است.

بخشدار مرکزی تفت با اشاره به اینکه تاکنون دو جلسه توجیهی ویژه شوراها و دهیاران بخش مرکزی شهرستان تفت برگزار شده، گفت: یک صورتجلسه کامل از این دو جلسه توجیهی و همچنین وظایف شوراها و قوانین آن نیز در اختیار رییس شوراها قرار گرفته است.

                            

وی ضمن ابراز خوشحالی از حضور در جمع مردم این روستا خدمات صورت گرفته در روستاها در دوران جمهوری اسلامی را یادآور و جایگاه روستائیان در نظام مقدس جمهوری اسلامی را ارزشمند عنوان کرد.

احمدیان به ویژگی های این روستای تاریخی اشاره و آن را شایسته اقدامات و فعالیت های بیشتری دانست.

وی افزود: روستای اِردان به دلیل وجود آثار تاریخی باارزش مانند قلعه سنگی قدیمی و خانه های تاریخی، روستایی مستعد گردشگری تاریخی و میراث فرهنگی است.

بخشدار مرکزی وجود افراد تحصیل کرده، باسواد و فرهنگی که خوشبختانه هنوز به روستای خود علاقمند می باشند را از مهم ترین ویژگی این روستا دانست و وضعیت اعتبارات عمرانی روستاها را یادآور و جهت رفع برخی از مسائل و مشکلات این روستا قول پیگیری داد.

احمدیان از شورا روستای اِردان خواست تا مشکلات کلان روستا را در صورتجلسه به بخشداری مرکزی ارسال و دفتر دهیاری روستا را در اسرع وقت راه اندازی و ساعات کار آن را مشخص کنند.

                                                 

رییس شورای روستای اِردان نیز در این بازدید به بیان مشکلات کلان روستا پرداخت و گفت: اولین و مهمترین مشکل روستا، آب آشامیدنی است.

غلامرضا اردانی افزود: یک حلقه چاه آب آشامیدنی توسط آب و فاضلاب روستایی برای سه روستای شریف آباد، مزرعه میرزا محمد علی و اردان حفر شد که با آزمایشات انجام شده مشخص شد، دارای آب مطلوب و قابل شربی است.

وی با بیان اینکه این چاه در روستای شریف آباد حفر شده است، گفت: متاسفانه مردم روستای شریف آباد اجازه استفاده این آب را به دلیل واهی کم شدن آب قنات به مردم دو روستای دیگر نمی دهند که ما از بخشدار محترم مرکزی تفت درخواست پیگیری ویژه ای را داریم.

اردانی، شبکه فاضلاب، عدم وجود امکانات پزشکی و بهداشتی، عدم وجود امنیت، پوسیدگی لوله کشی آب مصرفی روستا و همچنین عدم توجه به قلعه سنگی این روستا را که در آثار ملی ایران ثبت شده، را از مهم ترین مشکلات روستا دانست.

                                               

دیدار با خانواده «شهید مرتضی اردانی» از دیگر برنامه های بخشدار مرکزی در این بازدید بود